اساس و دوام و بقاي جهان جذابيت زن و مرد براي همديگر است. اما تحت تاثير قرار گرفتن آنان مانند همديگر نيست. مردها در درجه اول با نگاه تحريك مي شوند و تحت تاثير قرار مي گيرند. يعني آن چه در ابتدا از زن مي بينند تعيين مي كند كه عكس العمل آنان چه خواهد بود. اما زن اين گونه نيست و بگونه ديگري تحت تاثير قرار مي گيرند. زيبايي براي زن و مرد يك نعمت است اما از نظر اسلام اين زيبايي نبايد در اختيار همه قرار گيرد. در دين اسلام شخصيت و جايگاه انسان ها بسيار ارزشمند است و هر گونه بي حرمتي و تحقير جايگاه اجتماعي و شخصيت آنان كاري بسيار ناپسند است.
از اين رو اسلام براي بيشتر شدن ارزش اجتماعي آنان راه هاي بسياري پيش رو نهاده است. يكي از اين راه ها حجاب است. حجاب هم براي مرد و هم براي زن. اما به دليل تفاوت هايي كه بين زن و مرد و خلقت آنان وجود دارد طبيعتاً در اين مقوله نيز متفاوت است. حجاب مرد نسبت به زن مختصرتر است اما زن كمي پوشيده تر از مرد است. البته اين گونه حجاب تنها در اسلام وجود ندارد بلكه در تمام دنيا و تمام اديان پوشيدگي وجود دارد. در تمام جهان و در تمام اديان مردان و زنان در ملأعام و در مجامع جهاني پوشيده ظاهر مي شوند و حتي سعي مي كنند اين پوشيدگي بيشتر باشد اما در اسلام پوشش زن كامل تر است در اديان ديگر زنان موهاي خود را نمي پوشانند اما در اسلام اين مسأله يك مسأله بسيار مهم است و دستور فرموده است كه زنان موهاي خود را بپوشانند(از مردان). در اديان ديگر زنان لباس هاي تنگ و نازك مي پوشند اما در اسلام زنان از اين عمل منع شده اند و دستور است كه زنان بايد از پوشيدن لباس هاي تنگ و نازك خودداري كنند.

البته بايد گفت كه حجاب در تمام اديان وجود دارد و پوشيدن سر و بدن در تمام اديان كاري نيكو و پسنديده است اما رفته رفته اين عمل كم رنگ شده است و به جز عده اي اندك ديگران اين كار را انجام نمي دهند. در ديگر اديان زناني كه در صومعه ها زندگي مي كنند و اصطلاحاً به آنان خواهران مقدس و روحاني گفته مي شود مي بينيم كه با پوشش كامل و تقريباً اسلامي در همه جا ظاهر مي شوند و اين مسأله نشان دهنده اين است كه پوشيدگي و حجاب تنها در اسلام وجود ندارد بلكه در اسلام كامل تر از اديان ديگر است همانگونه كه اسلام خود ديني كامل تر از اديان ديگر است. حتي مردان روحاني آنان مانند كشيش ها و اسقف ها و ديگر مقامات ديني آنان پوششي خاص دارند كه باز اين مسأله دليلي بر سخنان فوق است.
اما در اسلام عزيز ما همه چيز بر اساس دلايل و منطق محكم و قاطع پايه ريزي شده است در اسلام زن به مرواريد گرانبهايي تشبيه شده است كه نبايد در اختيار همگان و در دسترس همگان باشد و حتي ديدن اين مرواريد و نگاه كردن به اين مرواريد گرانبها امكان پذير نيست.
هنگامي كه زن خود را مي پوشاند خود را از نگاه هاي ناپاك پوشانده است. حجاب سپري در مقابل تير زهر آلود گناه است، عده اي بر اين تصورند كه حجاب يك نوع محدوديت براي زن است يا شايد هم اين حرف ها را مي زنند كه مثلاً حرف تازه اي گفته باشند و زن را از صدف گوهر ساز خويش بيرون بكشند و او را آماج تيرهاي گناه قرار دهند.
اما اين ها به اين موضوع هيچ فكري نمي كنند كه هنگامي كه زن خود را مي پوشاند تغييري در نگرش و تفكر او ايجاد نمي شود يا حجاب مانع درست ديدن زن نيست. در اسلام تنها قسمت هايي كه زن مي تواند آن ها را نپوشاند دست ها و گردي صورت است به اين شرط كه بزك كرده نباشند. زن نمي تواند با آرايش در ملاعام ظاهر شود. اما اين ها هيچ كدام دليلي بر محدوديت زن نيست. زن مي تواند دوشادوش مرد در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت كند و حتي موفق تر از مرد باشد. اما مسأله اي كه مهم تر از مسائل ديگر است اين است كه زن نبايد از اين پوشش و حجاب احساس ناراحتي كند و بايد دليل اين پوشيدگي را بداند و بايد زنان قانع شوند كه چرا خود را مي پوشانند.
در اسلام زن مي تواند خود را بيارايد، اما فقط براي شوهرش. حتي در اسلام آراستن زن و شوهر براي هم كار بسيار نيكويي است. در اسلام زنان مي توانند بدون حجاب كامل در مقابل محارمشان حضور يابند. زن مي تواند براي محارمش سر و صورت و حتي قسمت هايي از بدن را نپوشاند و حتي دست زدن به آن ها مانعي ندارد.
آن چه اكنون جوامع غربي در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران علم كرده اند اين است كه چرا در ايران حجاب اجباري است و عده اي ظاهربين نيز به آنان پيوسته اند و با آنان هم صدا شده اند اما آزادي زنان فربيي بيش نيست، جوامع غربي از پوشيده بودن زن احساس خطر مي كنند همان گونه كه در فرانسه حجاب در مدارس ممنوع شد و اعلام شد كه حجاب خطري براي سياست ماست. در جوامع غربي مردان روز به روز پوشيده تر مي شوند و حال آن كه زنان روز به روز بي حجاب تر و در دسترس تر.
مردان كت و شلوارشان را حاضر نيستند بدون كراوات بپوشند و در سر كار و حتي در بيرون خانه با پوشش كامل ظاهر مي شوند اما چگونه است كه زنان هنگامي كه بيش از حد معمول جامعه شان خود را مي پوشانند مورد اعتراض قرار مي گيرند و يك تكه پارچه بر سر يك زن يا يك دختر كوچك تهديدي بزرگ براي سياست آنهاست. خلقت مرد به گونه اي است كه با ديدن و نگاه كردن تحريك مي شود پس بايد زن خود را از چشم نامحرم بپوشاند تا مورد آزار و اذيت قرار نگيرد.
آن چه براي زن ارزش و اعتبار به حساب مي آيد شخصيت و تقواي اوست نه زيبايي و آراستگي. البته زيبايي نوعي نعمت است اما براي زن و مرد شخصت اجتماعي محسوب نمي شود و زيبايي نوعي امتياز نيست بلكه آن چه امتيازي براي زن است متانت و ادب و شخصيت اوست كه نه براي زن بلكه براي مرد هم همين گونه است. وقار زن امتياز اوست پس بايد وقار او روز به روز آراسته تر گردد نه ظاهر او و همگان بايد شيفته منش او شوند نه ظاهر رنگ كرده او.
منبع: نشریه گفتمان دینی